السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
40
تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى )
وصول به اغراض جاهلى و اهداف خاص خود ، به چارهانديشى پرداخت و در اين مسير همراهان خود را يافت و از بازماندههاى صحابهء متزلزل و بىبهره از دين همچون : « عمروبنعاص » و « سمرة بن جندب « 1 » » و « ابوهريره » استمدادكرد و آنها نيز ، به وضع احاديث مورد نيازش پرداختند و همه را به رسول خدا ( ص ) نسبت دادند ! مدائنى در كتاب « الاحداث » گويد : « معاويه پس از « عامّالجماعهً » در بخشنامه واحدى به همه كارگزارانش نوشت : « من ذِمة و امانم را از كسى كه چيزى از فضل ابىتراب و اهلبيت او را روايتكند ، برداشتم ! » و نوشت : « اطرافيان خود را كه از شيعيان عثمان و دوستداران و اهل ولايت او هستند ، و فضايل و مناقب او را روايتمىكنند ، مورد توجه قراردهيد و به مجالس آنها نزديك شويد ، و آنها را به خود نزديك كنيد و گرامىشان بداريد و هر يك از آنها كه روايتى نقلكرد ، نام و نام پدر و عشيرهاش را براى من بنويسيد ! » آنها چنين كردند و اينها به جعل فضايل و مناقب عثمان برخاستند و معاويه ، به اعطاى جوايز و هداياى مختلف در ميان ايشان پرداخت و اين روش در همه شهرها گسترش يافت و براى مقام و دنيا به مسابقه برخاستند و چنان شد كه هر راندهشدهء اجتماعى كه نزد عمّال معاويه مىآمد و در فضل عثمان روايتى نقلمىكرد ، نامش نوشته و مقرّب و مقبول درگاه مىشد ؛ تا آنگاه كه مدتى گذشت و او دوباره به كارگزارانش نوشت :
--> ( 1 ) . سمرهً بن جندب بن هِلال فَزارى ، مادرش او را پس از فوت پدر به مدينه آورد و خود با شيبان بن ثعلبه ازدواج كرد و سمره همپيمان انصار شد . رسولخدا ( ص ) به برخى از صحابه كه سمره نيز در جمعشان بود فرمود : « آخرين مرده شما در آتش است ! » و سمره آخرين مرده آنها بود كه در سال 59 در بصره فوتكرد . شرح حالش در اسدالغابه و سير اعلام النبلاء آمدهاست . همه صاحبان صحاح حديث او را روايتكردهاند . داستان همراهىاش با معاويه و چگونگى جعل حديث براى او . . . دركتاب ! نقش عايشه در تاريخ اسلام ، آمدهاست .